ترجمه "Falte" به فارسی

تاه, چروک, چین بهترین ترجمه های "Falte" به فارسی هستند.

Falte noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاه

  • چروک

    noun

    Ja, aber zähl da nicht wieder jede Falte, die du findest.

    فقط هر سري که يه چروک پيدا ميکني نشمار.

  • چین

    noun proper

    Dieses kortikale Falten bedeutet eine große Herausforderung, um die elektrischen Impulse der Oberfläche zu interpretieren.

    حالا این چین خوردگی غشائی یک چالش مهم برای تفسیر تکانه های الکتریکی سطحی بوجود آورده.

  • گرنج

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Falte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

falte verb
+ اضافه کردن

"falte" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای falte در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "Falte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه