ترجمه "Faser" به فارسی
الیاف, فیبر, الیاف بهترین ترجمه های "Faser" به فارسی هستند.
Faser
noun
feminine
دستور زبان
-
الیاف
nounein im Verhältnis zur Länge dünnes und flexibles Gebilde
Fasern zur Herstellung von Koerben, Schuhen, Hueten, Sesseln und aehnlichem
الیاف مورد استفاده در ساخت سبد، کفش، کلاه، صندلی چوبی و مانند آن
-
فیبر
nounin der Dichte der vom Gehirn aus kommenden Fasern feststellen konnten.
حجم فیبر های خروجی از مغز را داشتیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Faser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
faser
-
الیاف
Fasern zur Herstellung von Koerben, Schuhen, Hueten, Sesseln und aehnlichem
الیاف مورد استفاده در ساخت سبد، کفش، کلاه، صندلی چوبی و مانند آن
تصاویر با "Faser"
عباراتی شبیه به "Faser" با ترجمه به فارسی
-
فایبرگلاس
-
فیبر قابل هضم
-
کنف مانیلا
-
فیبر قابل هضم
-
ابريشم مصنوعي · الیاف ساختگی
-
الیاف ساختگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن