ترجمه "Feed" به فارسی

فید ترجمه "Feed" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: und setzte ein Twitter-Feed auf ihre Webseite ↔ و در صفحه اول وب سایتش یک تویتر فید گذاشته بود

Feed Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فید

    und setzte ein Twitter-Feed auf ihre Webseite

    و در صفحه اول وب سایتش یک تویتر فید گذاشته بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Feed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Feed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Wir brauchen diese Feeds, um ihn erwachen zu lassen.
ما واسه بيدار کردنش به اون تصاوير دولتي نياز داريم
Ich sah mir den Feed von der Ansprache an.
سلام ، داشتم فیلم سخنرانی کنگره رو بررسی میکردم
Studien zeigen, dass, auch wenn wir uns wirklich bemühen, auf etwas zu achten -- wie etwa auf diesen Vortrag -- driftet irgendwann die Hälfte von uns in einen Tagtraum ab, oder wir haben das Bedürfnis, unseren Twitter-Feed zu checken.
خب تحقیقات نشان داده که حتی وقتی سعی دارید به چیزی توجه کنید-- شاید مثل این سخنرانی-- در مرحلهای، حدود نیمی از ما غرق خیال پردازی میشویم، یا تمایل شدید به چک کردن اخبار توییتری داریم.
Chloe holen sie den Feed vom Flughafen.
کلوئي تصوير زنده از فرودگاه برام بيار
Ich werde das einzige bekannte Bild von Mr. Darhk verteilen, an jedes Nachrichtenmagazin und jeden Social-Media-Feed des Landes.
، من حاضرم این عکس رو ، که تنها عکس شناخته شده از آقای دارک ــه در اختیار تمام خبرگزاری ها و شبکه های اجتماعی کشور بزارم