ترجمه "Fenster" به فارسی

پنجره, پنجرهها, پَنجِرِه بهترین ترجمه های "Fenster" به فارسی هستند.

Fenster noun neuter دستور زبان

Scheibe (schweiz.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنجره

    noun

    Öffnung in der Wand eines Gebäudes [..]

    Er war es, der gestern das Fenster zerbrochen hat.

    او آن کسی است، که دیروز شیشهی پنجره را شکست.

  • پنجرهها

    Er war es, der gestern das Fenster zerbrochen hat.

    او آن کسی است، که دیروز شیشهی پنجره را شکست.

  • پَنجِرِه

  • ترجمه های کمتر

    • pnjrh
    • پنجر
    • پنجره (رایانه)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fenster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fenster
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنجرهها

    Er war es, der gestern das Fenster zerbrochen hat.

    او آن کسی است، که دیروز شیشهی پنجره را شکست.

تصاویر با "Fenster"

عباراتی شبیه به "Fenster" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Fenster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه