ترجمه "Festival" به فارسی
جشن, جشنواره, عید بهترین ترجمه های "Festival" به فارسی هستند.
Festival (Software)
-
جشن
nounAuf einem Festival fragte mich ein Mann wie ich es wagen könne, eine Trommel zwischen meine Beine zu nehmen.
یک بار در یک جشن،مردی از من پرسید چگونه جرات میکنم که یک دنبک را بین پاهایم قرار میدهم.
-
جشنواره
nounmehrtägige Kulturveranstaltung, bei der Kunstproduktionen vorgestellt werden und Künstler auftreten
Unsere derzeitigen Pläne für das Festival sind bedrückend.
جريان طرح ما براي جشنواره خيلي کسل کننده ست.
-
عید
noun -
فستیوال
Nun, da der Film beim Sundance Film Festival Premiere hatte, können wir uns das mal anschauen.
زمانیکه فیلم در فستیوال سان دنس به نمایش در اومد، بذار نگاه کنیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Festival " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
جشنواره
nounUnsere derzeitigen Pläne für das Festival sind bedrückend.
جريان طرح ما براي جشنواره خيلي کسل کننده ست.