ترجمه "Festnahme" به فارسی
بازگیری, بازداشت موقت, بازداشتن بهترین ترجمه های "Festnahme" به فارسی هستند.
Festnahme
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Ergreifung (auf frischer Tat)
-
بازگیری
noun -
بازداشت موقت
-
بازداشتن
verb -
دستگیری
nounEr war bewaffnet und hat sich der Festnahme widersetzt.
یه اسلحه داشت و از دستگیری مقاومت میکرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Festnahme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن