ترجمه "Figur" به فارسی

شخصیت, فیگور موسیقایی, مهره بهترین ترجمه های "Figur" به فارسی هستند.

Figur noun feminine دستور زبان

Die allgemeine Bezeichnung für eine Figur, die bei Brettspielen verwendet wird.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شخصیت

    noun

    Und dann transportiert das zurück in eure Figur.

    و بعد آن حرکت را در مورد شخصیت مورد نظرتان اعمال کنید.

  • فیگور موسیقایی

    elementare, musikalische Wendung

  • مهره

    Wie gut können wir bestimmen, welche Figur wir wohin ziehen müssen?

    اینکه چه مهره ای رو میخوایم به کجا حرکت بدیم رو چقدر خوب انجام میدیم؟

  • ترجمه های کمتر

    • پرسوناژ
    • کاراکتر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Figur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Figur"

عباراتی شبیه به "Figur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Figur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه