ترجمه "Filz" به فارسی

نمد, نمد بهترین ترجمه های "Filz" به فارسی هستند.

Filz noun masculine دستور زبان

Vetterliwirtschaft (schweiz.)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نمد

    noun

    Dieses hatte ein hartes, begrenztes oberes Register, weil der Filz komplett abgenutzt war.

    پیانو در محدوده صداهای زیر طنین بسیار ضعیف و خشکی پیدا کرده بود، زیرا نمد سر چکشها به کلی از بین رفته بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Filz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

filz verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نمد

    Dieses hatte ein hartes, begrenztes oberes Register, weil der Filz komplett abgenutzt war.

    پیانو در محدوده صداهای زیر طنین بسیار ضعیف و خشکی پیدا کرده بود، زیرا نمد سر چکشها به کلی از بین رفته بود.

اضافه کردن

ترجمه های "Filz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه