ترجمه "Firma" به فارسی

شرکت, بنگاههای اقتصادی, حساب بهترین ترجمه های "Firma" به فارسی هستند.

Firma noun Noun feminine دستور زبان

Laden (salopp) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرکت

    noun

    Unsere Firma unterstützt verschiedene kulturelle Veranstaltungen.

    شرکت ما از چندین رویداد فرهنگی حمایت می کند.

  • بنگاههای اقتصادی

  • حساب

    noun

    Sie hatten eine bestimmte Adresse benutzt, um ihre Offshore-Firma zu registrieren.

    آنها برای ثبت حساب در پناهگاه از آدرس خود استفاده کرده بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • شركت
    • شرکتها
    • کسب و کارها
    • کمپانی
    • گروه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Firma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

firma
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرکت

    noun

    Ich begann letztes Jahr, für diese Firma zu arbeiten.

    من کار کردن برای این شرکت را در سال قبل آغاز کردم.

  • شرکتها

    noun

    Ich meine, er führt Firmen, wovon viele bis heute Staatseigentum sind.

    منظورم این است که شرکتها را رهبری می کند، و مالک خیلی از آنهاست.

تصاویر با "Firma"

عباراتی شبیه به "Firma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Firma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه