ترجمه "Fisch" به فارسی
ماهی, ماهیان, mâhi بهترین ترجمه های "Fisch" به فارسی هستند.
Fisch
noun
masculine
دستور زبان
Wilde Tiere inklusive Vögel und Fische, die zum Sport, als Nahrung oder als Erwerbsquelle gejagt werden. [..]
-
ماهی
nounEin kaltblütiges Wirbeltier, welches im Wasser lebt, sich mit Flossen bewegt und mit Kiemen atmet. (Pisces)
Tom schwimmt wie ein Fisch.
تام می توان مانند یک ماهی شنا کند.
-
ماهیان
nounHier war jemand, der sogar die Fische ins Netz dirigieren konnte.
در قایق مردی نشسته بود که میتوانست ماهیان را به تور ماهیگیری هدایت کند!
-
mâhi
-
ترجمه های کمتر
- ایکتیس
- ماهي تازه
- ماهي تر و تازه
- گوشت ماهي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fisch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fisch
-
ماهیان
nounHier war jemand, der sogar die Fische ins Netz dirigieren konnte.
در قایق مردی نشسته بود که میتوانست ماهیان را به تور ماهیگیری هدایت کند!
تصاویر با "Fisch"
عباراتی شبیه به "Fisch" با ترجمه به فارسی
-
مسمومکردن ماهی (روش ماهیگیری)
-
ماهيان بالارونده · ماهيان فرورونده · ماهیان ترارونده
-
رابدوویروسهای ماهی
-
پرندهماهی
-
ماهيان مضر · ماهیان آسیبرسان · ماهیان زيانآور
-
ماهی (غذا)
-
صید اسفنج
-
ماهی شور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن