ترجمه "Fischfang" به فارسی
عملیات ماهیگیری, ماهيگيري, ماهيگيري ورزشي بهترین ترجمه های "Fischfang" به فارسی هستند.
Fischfang
noun
neuter
دستور زبان
-
عملیات ماهیگیری
-
ماهيگيري
Hör mal, Mario, der Fischfang hat dir nie gefallen.
گوش کن ماريو ، تو هيچوقت ماهيگيري رو دوست نداشتي.
-
ماهيگيري ورزشي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fischfang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fischfang
-
عملیات ماهیگیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن