ترجمه "Flügel" به فارسی

بال, بالها, پیانوی بزرگ بهترین ترجمه های "Flügel" به فارسی هستند.

Flügel noun masculine دستور زبان

(linkes o.ä.) Spektrum

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بال

    noun

    Bill starb, weil ihre Flügel ihn nicht tragen konnten.

    بيل مرد چون بال هاي اون توان اينو نداشتن که اونو بالا بکشن.

  • بالها

    Bill starb, weil ihre Flügel ihn nicht tragen konnten.

    بيل مرد چون بال هاي اون توان اينو نداشتن که اونو بالا بکشن.

  • پیانوی بزرگ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Flügel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

flügel
+ اضافه کردن

"flügel" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای flügel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Flügel"

عباراتی شبیه به "Flügel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Flügel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه