ترجمه "Flagge" به فارسی
پرچم, رایت, علم بهترین ترجمه های "Flagge" به فارسی هستند.
Flagge
noun
feminine
دستور زبان
eines Landes
-
پرچم
nounEs ist unpatriotisch, die Flagge nicht zu zeigen.
کسی که پرچم رو نصب نکرده باشه فاقد عرق ملی هست
-
رایت
noun -
علم
noun
-
ترجمه های کمتر
- partscham
- بیرق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Flagge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
flagge
-
پرچم
nounDie flagge gut verstecken.
می تونیم اونقدر خوب پرچم رو قایم کنیم که نتونن پیداش کنن.
عباراتی شبیه به "Flagge" با ترجمه به فارسی
-
پرچم استرالیا
-
پرچم ایران
-
پرچم افغانستان
-
پرچم فرانسه
-
پرچم عراق
-
پرچم دروغین
-
پرچم آمریکا
-
پرچم ترکیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن