ترجمه "Flagge" به فارسی

پرچم, رایت, علم بهترین ترجمه های "Flagge" به فارسی هستند.

Flagge noun feminine دستور زبان

eines Landes

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرچم

    noun

    Es ist unpatriotisch, die Flagge nicht zu zeigen.

    کسی که پرچم رو نصب نکرده باشه فاقد عرق ملی هست

  • رایت

    noun
  • علم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • partscham
    • بیرق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Flagge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

flagge
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرچم

    noun

    Die flagge gut verstecken.

    می تونیم اونقدر خوب پرچم رو قایم کنیم که نتونن پیداش کنن.

عباراتی شبیه به "Flagge" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Flagge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه