ترجمه "Fluss" به فارسی
رود, رودخانه, دریا بهترین ترجمه های "Fluss" به فارسی هستند.
Eine spezielle Abbildung von der Menge der Kanten in die Menge der reellen Zahlen in der Graphentheorie. [..]
-
رود
nounnatürliches Fließgewässer
Wir sollten also nicht darauf hoffen, einen kochenden Fluss zu finden.
در نتیجه ما نباید انتظار دیدن یک رود جوشان داشته باشیم.
-
رودخانه
nounEin Wasserstrom, der in einem Bett von höherem zu niederem Grund fließt und schließlich in einen See oder Ozean münder bzw. in Wüstengegenden im Boden versickert.
Ich verspürte plötzlich die Versuchung, von der Brücke in den Fluss zu springen.
یک دفعه هوس کردم از پل توی رودخانه بپرم.
-
دریا
noun
-
ترجمه های کمتر
- نهر
- rudkhåne
- رودخانهها
- rud
- جريان
- جويبارها
- رودخونه
- رودها
- ريزابهها
- شار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fluss " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
جریان
Elektrizität ist der Fluss von Elektronen innerhalb eines Materials.
خُب الکتریسیته جریان الکترون ها در داخل یک ماده است.
-
رودخانهها
Als der dritte Engel seine Schale „in die Flüsse und die Wasserquellen“ ausgießt, werden sie zu Blut.
هنگامی که فرشتهٔ سوّم پیالهٔ خود را «بر رودخانهها و چشمهها» میریزد آنها به خون تبدیل میشوند.
-
شار
تصاویر با "Fluss"
عباراتی شبیه به "Fluss" با ترجمه به فارسی
-
رودخانه اوراگوئه
-
جريان اسمزي
-
رودخانه سنگال
-
شار الکتریکی
-
رودخانه آمازون
-
رودخانه گامبیا
-
رودخانه یوکان
-
هوانگ هو