ترجمه "Fondue" به فارسی
فوندو, فندو بهترین ترجمه های "Fondue" به فارسی هستند.
Fondue
noun
neuter
دستور زبان
-
فوندو
Gericht aus geschmolzenem Käse
In diesem Geschenkpaket ist ein Fondue-Set aus Sterling-Silber.
اون هديه اي كه دستتون گرفتين ، يه ست نقره فوندو ، هست.
-
فندو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fondue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Fondue"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن