ترجمه "Fragebogen" به فارسی

پرسشنامهها, enquete, پرسشنامه بهترین ترجمه های "Fragebogen" به فارسی هستند.

Fragebogen noun masculine دستور زبان

Ein Dokument, das eine Reihe von zu beantwortenden Fragen enthält.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرسشنامهها

  • enquete

    Instrument der Datenerhebung

  • پرسشنامه

    noun

    Als ich in der Klinik ankam, um getestet zu werden, erhielt ich einen Fragebogen.

    وقتی برای آزمایش وارد درمانگاه شدم، یه پرسشنامه به من دادن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fragebogen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fragebogen
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرسشنامهها

اضافه کردن

ترجمه های "Fragebogen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه