ترجمه "Friedhof" به فارسی
گورستان, قبرستان, حصار كليساان بهترین ترجمه های "Friedhof" به فارسی هستند.
Friedhof
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Leichenhof (veraltet) [..]
-
گورستان
nounOrt bzw. Fläche, wo Tote begraben werden. [..]
Ruhe ist vielleicht für einen Friedhof geeignet, aber nicht für eine Stadt.
سکوت شاید برای یک گورستان خوب باشد اما نه برای یک شهر.
-
قبرستان
nounOrt bzw. Fläche, wo Tote begraben werden.
Viele Menschen denken, dass es keine Friedhöfe mehr geben sollte, weil wir nicht genug Land haben.
خیلی از آدمها هستند که فکر میکنند ما اصلا نباید قبرستان داشته باشیم چون دیگه زمینی نداریم.
-
حصار كليساان
-
ترجمه های کمتر
- gurestân
- qabrestân
- گورست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Friedhof " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Friedhof"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن