ترجمه "Friseur" به فارسی

آرايشگر, آرایشگر, سلمانی بهترین ترجمه های "Friseur" به فارسی هستند.

Friseur noun masculine دستور زبان

Coiffeur (schweiz.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرايشگر

    Morgen gehe ich zum Friseur. Sobald ich Dads Büro ausgeräumt habe.

    فردا ، من ميرم پيش آرايشگر... بعد از اينکه اتاق مطالعه پدرت رو تميز کردم.

  • آرایشگر

    Fachkraft für die Pflege des Kopfhaares und die Gestaltung der Frisur

    in der der Friseur seine Utensilien aufbewahrte.

    یک پرچم شیکاگو روی جعبه ای که آرایشگر تمامی ابزارش را توی آن می گذارد بود،

  • سلمانی

    noun

    Jemand, der berufsmäßig die Frisuren von Menschen macht.

    Menschen wenden sich mit ihren persönlichen Problemen an Ratgeber in Zeitungen, an Psychologen, Psychiater, sogar an Friseure und Taxifahrer.

    مردم عموماً وقتی با مشکلی روبرو میشوند به توصیههای هر کسی تن میدهند؛ از روانکاو و روانپزشک و مقالهنویس گرفته، تا سلمانی و رانندهٔ تاکسی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Friseur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

friseur
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلمانی

    noun

    Menschen wenden sich mit ihren persönlichen Problemen an Ratgeber in Zeitungen, an Psychologen, Psychiater, sogar an Friseure und Taxifahrer.

    مردم عموماً وقتی با مشکلی روبرو میشوند به توصیههای هر کسی تن میدهند؛ از روانکاو و روانپزشک و مقالهنویس گرفته، تا سلمانی و رانندهٔ تاکسی.

تصاویر با "Friseur"

اضافه کردن

ترجمه های "Friseur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه