ترجمه "Fundament" به فارسی

فونداسیون ترجمه "Fundament" به فارسی است.

Fundament noun neuter دستور زبان

ABC (fig.)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فونداسیون

    Vom Zeitpunkt, als die Fundamente fertiggestellt waren, bis Dächer und Böden drin waren, vergingen drei Monate.

    سه ماه بعد از اتمام فونداسیون ساختمان، سقف و کف به آن اضافه شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fundament " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Fundament" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه