ترجمه "Funk" به فارسی

راديو, رادیو, فانک بهترین ترجمه های "Funk" به فارسی هستند.

Funk noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • راديو

    noun

    Ich war nicht sicher, was sie über den Funk gehört hatte.

    خب ، مطمئن نبودم که چيزي از راديو شنيده يا نه

  • رادیو

    noun

    Erlaubt eure Mutter, dass ich den Funk höre?

    فکر میکنی اگه رادیو رو روشن کنم مادرت ناراحت میشه ؟

  • فانک

    Musikstil

    Es heißt Garage, Funk, Rhythm und Blues.

    نمی رود در واقع می گوید گاراژ ، فانک ، ریتم و بلوز( نوعی موسیقی) است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Funk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

funk
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فانک

    Es heißt Garage, Funk, Rhythm und Blues.

    نمی رود در واقع می گوید گاراژ ، فانک ، ریتم و بلوز( نوعی موسیقی) است.

عباراتی شبیه به "Funk" با ترجمه به فارسی

  • آییژ · اخگر · بلک · جرقه
  • بی سیم
  • اخگر · تكه · جرقه
  • رادیوی باند شهروندان
  • لیکویید فانک
اضافه کردن

ترجمه های "Funk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه