ترجمه "Garn" به فارسی
نخ, رشته, کانوا بهترین ترجمه های "Garn" به فارسی هستند.
Garn
noun
neuter
دستور زبان
-
نخ
nounlanges, dünnes Gebilde aus Fasern
Haben Sie zufällig dünneres Garn?
يک تيکه کوچک نخ اينجا نداري ؟
-
رشته
noun -
کانوا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Garn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
garn
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"garn" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای garn در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Garn"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن