ترجمه "Gegenspieler" به فارسی
حریف, هماورد بهترین ترجمه های "Gegenspieler" به فارسی هستند.
Gegenspieler
noun
masculine
دستور زبان
im Theat. od. Film
-
حریف
nounMan kann ein Schachrätsel machen, aber das eigentliche Ziel ist es, den Gegenspieler zu schlagen.
میتوانید یک معمای شطرنجی درست کنید٬ اما در بازی هدف در واقع شکست حریف است.
-
هماورد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Gegenspieler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن