ترجمه "Gegenspieler" به فارسی

حریف, هماورد بهترین ترجمه های "Gegenspieler" به فارسی هستند.

Gegenspieler noun masculine دستور زبان

im Theat. od. Film

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حریف

    noun

    Man kann ein Schachrätsel machen, aber das eigentliche Ziel ist es, den Gegenspieler zu schlagen.

    میتوانید یک معمای شطرنجی درست کنید٬ اما در بازی هدف در واقع شکست حریف است.

  • هماورد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gegenspieler " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Gegenspieler" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه