ترجمه "Gegner" به فارسی

همیستار, حریف, دشمن بهترین ترجمه های "Gegner" به فارسی هستند.

Gegner noun masculine دستور زبان

Mann, der jemandem anderem gegenüber feindselig ist, Hass gegen ihn oder sie fühlt oder beabsichtigt ihn oder sie zu verletzen.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • همیستار

    noun
  • حریف

    noun

    Seine Gegner sagten, es sei, als schlüge man auf Eiche.

    بله ، حریف هاش میگفتن مثل مشت زدن به درخت بلوطه.

  • دشمن

    noun

    کسی که کسی مخالف است

    Wann sollen wir unseren verwundbaren Gegner wieder angreifen?

    هوم کِی دوباره باید به دشمن زخمی ـمون حمله کنیم ، هان ؟

  • ترجمه های کمتر

    • خصم
    • مخالف
    • هماورد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gegner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

gegner
+ اضافه کردن

"gegner" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای gegner در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Gegner"

اضافه کردن

ترجمه های "Gegner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه