ترجمه "Gesicht" به فارسی

چهره, صورت, رخ بهترین ترجمه های "Gesicht" به فارسی هستند.

Gesicht noun neuter دستور زبان

Physiognomie (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • چهره

    noun

    Ihr Gesicht war rot.

    چهره او قرمز بود.

  • صورت

    noun

    Teil des Körpers an der Vorderseite des Kopfes

    Bin ich zu unansehnlich, um mir ins Gesicht zu blicken?

    يعني من انقدر زشتم که تو نميتوني حتي تو صورت من نگاه کني ؟

  • رخ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • روی
    • رو
    • سیما
    • ru
    • رخسار
    • هوا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gesicht " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

gesicht
+ اضافه کردن

"gesicht" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای gesicht در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Gesicht"

عباراتی شبیه به "Gesicht" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Gesicht" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه