ترجمه "Gipfel" به فارسی

اوج, قله, اجلاس سران بهترین ترجمه های "Gipfel" به فارسی هستند.

Gipfel noun masculine دستور زبان

Kulminationspunkt (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اوج

    noun

    Auf dem Gipfel des Spiels spielt man mit anderen Regeln.

    تو اوج مسابقه ، بايد قوائد بازي رو عوض کرد

  • قله

    noun

    Der Bergsteiger brach zum Gipfel auf.

    کوهنورد به طرف قله حرکت کرد.

  • اجلاس سران

  • ترجمه های کمتر

    • جرگه بزرگ
    • چکاد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gipfel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

gipfel verb
+ اضافه کردن

"gipfel" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای gipfel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Gipfel"

عباراتی شبیه به "Gipfel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Gipfel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه