ترجمه "Glanz" به فارسی
درخشش, جلا, شكوه وجلال بهترین ترجمه های "Glanz" به فارسی هستند.
Glanz
noun
masculine
دستور زبان
-
درخشش
nounEin geschliffener, polierter Diamant funkelt, ein Rohdiamant hingegen versprüht wenig Glanz.
الماس تراشنخورده مسلماً درخشش و جلای الماس تراشخورده را ندارد و حتی ظاهر آن کدر و کمتاب است.
-
جلا
optische Eigenschaft einer Oberfläche, Licht ganz oder teilweise spiegelnd zu reflektieren
-
شكوه وجلال
-
شُكوه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Glanz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن