ترجمه "Glanz" به فارسی

درخشش, جلا, شكوه وجلال بهترین ترجمه های "Glanz" به فارسی هستند.

Glanz noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخشش

    noun

    Ein geschliffener, polierter Diamant funkelt, ein Rohdiamant hingegen versprüht wenig Glanz.

    الماس تراشنخورده مسلماً درخشش و جلای الماس تراشخورده را ندارد و حتی ظاهر آن کدر و کمتاب است.

  • جلا

    optische Eigenschaft einer Oberfläche, Licht ganz oder teilweise spiegelnd zu reflektieren

  • شكوه وجلال

  • شُكوه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Glanz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Glanz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه