ترجمه "Glas" به فارسی

شیشه, جام, لیوان بهترین ترجمه های "Glas" به فارسی هستند.

Glas noun neuter masculine دستور زبان

Glas (Roman) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیشه

    noun

    amorpher Feststoff

    Ich wollte etwas Salz, aber es war keines im Glas.

    من نمک می خواستم، ولی در بطری شیشه ای هیچ نبود.

  • جام

    noun

    [[لیوان]]

    2 Zinnkrüge und ein hübsches Glas.

    ... دوتا ليوان فلزي و يه جام زيبا

  • لیوان

    noun

    Gib mir bitte ein Glas Wasser.

    لطفاً یک لیوان آب به من بدهید.

  • ترجمه های کمتر

    • استکان
    • آبگینه
    • شيشه
    • shyshh
    • بانکه
    • بستو
    • گیلاس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Glas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

glas
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیشه

    noun

    Ich wollte etwas Salz, aber es war keines im Glas.

    من نمک می خواستم، ولی در بطری شیشه ای هیچ نبود.

تصاویر با "Glas"

عباراتی شبیه به "Glas" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Glas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه