ترجمه "Gleichgewicht" به فارسی

بالانس, تعادل ترمودینامیکی, موازنه بهترین ترجمه های "Gleichgewicht" به فارسی هستند.

Gleichgewicht noun neuter دستور زبان

Equilibrium (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالانس

  • تعادل ترمودینامیکی

    تعادل میکانیکی

  • موازنه

    noun

    am Anfang des nächsten, ein stabiles Gleichgewicht erreichen.

    اوایل سال آینده، ما به نتیجه موازنه پایدار می رسیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Gleichgewicht " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

gleichgewicht
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعادل

    Das Leben ist wie Fahrradfahren. Man muss in Bewegung bleiben, um das Gleichgewicht nicht zu verlieren.

    زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید در حرکت باشید.

عباراتی شبیه به "Gleichgewicht" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Gleichgewicht" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه