ترجمه "Glied" به فارسی
کیر, آلت, آلت تناسلی مرد بهترین ترجمه های "Glied" به فارسی هستند.
Glied
noun
neuter
دستور زبان
Zumpferl (österr.) (umgangssprachlich) [..]
-
کیر
nounDas männliche Geschlechtsorgan für Kopulation und Harndrang, der rohrförmige Abschnitt der männlichen Genitalien (mit Ausnahme des Hodensacks)
-
آلت
noun -
آلت تناسلی مرد
noun
-
ترجمه های کمتر
- اندام
- اندام تناسلی مرد
- عضو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Glied " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Glied" با ترجمه به فارسی
-
بخشيزه كردن · تقسیم شدن
-
تقسيم کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن