ترجمه "Gold" به فارسی
طلا, زر, طلایی بهترین ترجمه های "Gold" به فارسی هستند.
Preis für den Sieg bei einem Sportwettkampf. [..]
-
طلا
nounSchweres, gelbes und kostbares elementares Metall mit der Ordnungszahl 79 und dem Symbol Au. [..]
Eisen ist nützlicher als Gold.
آهن از طلا مفیدتر است.
-
زر
nounGold ist die treibende Kraft unserer Welt.
زر نيروي اوليه ي دنياي ماست
-
طلایی
adjectiveFarbe
Die Welt folgt einer goldenen Regel: Wer auch immer das Gold besitzt, schreibt die Regeln.
دنیا یک قاعدهٔ طلایی دارد: همیشه هرکس صاحب طلاست قواعد را مینویسد.
-
[[زر]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Gold " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
طلایی
nounDie Welt folgt einer goldenen Regel: Wer auch immer das Gold besitzt, schreibt die Regeln.
دنیا یک قاعدهٔ طلایی دارد: همیشه هرکس صاحب طلاست قواعد را مینویسد.
تصاویر با "Gold"
عباراتی شبیه به "Gold" با ترجمه به فارسی
-
زرگر
-
هرآنچه میدرخشد طلا نیست
-
زر · طلا
-
کلرید طلا(III)
-
سولفید طلا(I)
-
هیدروکسید طلا(III)
-
کفال طلایی
-
برمید طلا(III)