ترجمه "Graf" به فارسی
کنت, گراف, کنت بهترین ترجمه های "Graf" به فارسی هستند.
Graf
noun
proper
masculine
دستور زبان
Der männliche Herrscher einer Grafschaft.
-
کنت
europäischer Adelstitel
Es wird erzählt, der Graf habe sie praktisch gefangen gehalten.
ميگن کنت مثل يه زنداني باهاش رفتار ميکرده
-
گراف
Adelstitel
Also, diese Steffi Graf sieht aber knackig aus.
ميدوني ، اون استيفي گراف يه لباس کامل پوشيده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Graf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
graf
-
کنت
Es wird erzählt, der Graf habe sie praktisch gefangen gehalten.
ميگن کنت مثل يه زنداني باهاش رفتار ميکرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن