ترجمه "Graph" به فارسی
گراف ترجمه "Graph" به فارسی است.
Graph
noun
masculine
neuter
دستور زبان
Graphem (fachsprachlich) [..]
-
گراف
nounRepräsentation von einer Folge von Objekten
Sie haben diese Sache, genannt Open Graph, erstellt und sie besitzen alle unsere Verbindungen.
اونا این "گراف باز" رو خلق کردن، و همه ارتباطات ما رو در اختیار دارن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Graph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
graph
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"graph" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای graph در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Graph"
عباراتی شبیه به "Graph" با ترجمه به فارسی
-
گراف
-
گراف دوبخشی
-
گراف کامل
-
گراف جهتدار
-
گراف جهتدار غیرمدور
-
گراف مسطح
-
گراف منتظم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن