ترجمه "Griff" به فارسی
دسته, دستگیره بهترین ترجمه های "Griff" به فارسی هستند.
Griff
noun
masculine
دستور زبان
Heft (Messer) [..]
-
دسته
nounWenn ich den Griff drehe, geht die Wolle hinein.
اگر من دسته را بچرخانم تمام پشم داخل می شود.
-
دستگیره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Griff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
griff
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"griff" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای griff در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Griff"
عباراتی شبیه به "Griff" با ترجمه به فارسی
-
به چنگ آوردن · خراشیدن · گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن