ترجمه "Grundlage" به فارسی

پایه, اساس, بنیاد بهترین ترجمه های "Grundlage" به فارسی هستند.

Grundlage noun feminine دستور زبان

Axiom (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پایه

    noun

    Heute spreche ich über die Grundlagen dieses Glaubens.

    اشارات من پایه های ایمان را بیان می کند.

  • اساس

    noun

    Das Gerücht entbehrte jeder Grundlage.

    آن شایعه کاملاً بی اساس است.

  • بنیاد

    noun

    Dadurch, daß ihn seine eigenen Eltern aufgezogen hatten, verfügte er über eine gute Grundlage.

    تعلیم و تربیتی که والدینش به او داده بودند برایش بنیاد استواری بود.

  • ترجمه های کمتر

    • بُن
    • بُنیاد
    • ریشه
    • شالوده
    • شالودَه
    • پایَه
    • پایگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Grundlage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Grundlage"

عباراتی شبیه به "Grundlage" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Grundlage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه