ترجمه "Höhe" به فارسی

ارتفاع, فرازا, ارتفاع از سطح دریا بهترین ترجمه های "Höhe" به فارسی هستند.

Höhe noun feminine دستور زبان

Höhe (mil., mit Nummer) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارتفاع

    noun

    Höhe über einem fixen Referenzpunkt, Begriff aus der Geodäsie

    Sie hätte aus größerer Höhe fallen müssen, damit das passiert.

    برا اين اتفاق بايد از ارتفاع بيشتري افتاده باشه.

  • فرازا

  • ارتفاع از سطح دریا

    Vertikale Höhe eines Luftfahrzeuges über einer Bezugsfläche

  • بلندی

    توضیحاتی درباره بلندی اجسام

    Im Leben gibt es Höhen und Tiefen.

    زندگی پستی و بلندی دارد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Höhe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

höhe
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلندی

    Im Leben gibt es Höhen und Tiefen.

    زندگی پستی و بلندی دارد.

تصاویر با "Höhe"

عباراتی شبیه به "Höhe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Höhe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه