ترجمه "Hafen" به فارسی
بندر, بندرگاهها, لنگرگاه بهترین ترجمه های "Hafen" به فارسی هستند.
Hafen
noun
masculine
دستور زبان
Port (fachsprachlich) [..]
-
بندر
nounOrt an einer Küste oder einem Ufer, wo Schiffe anlegen können
Bristol war früher einmal der zweitbefahrenste Hafen Großbritanniens gewesen.
آن زمان بریستول دوّمین شلوغ ترین بندر در انگلستان بود.
-
بندرگاهها
-
لنگرگاه
nounFür ihn gilt es nicht und jeder im Hafen wusste es.
اسم خانواده شما دیگه سرجاش نیست و همه هم توی لنگرگاه اینو میدونن
-
ترجمه های کمتر
- langargâh
- بندرها
- بندرگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hafen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
hafen
-
بندرگاهها
تصاویر با "Hafen"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن