ترجمه "Harz" به فارسی

رزینها, انگم, دامارها بهترین ترجمه های "Harz" به فارسی هستند.

Harz noun proper Noun masculine neuter دستور زبان

deutsches Mittelgebirge

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رزینها

  • انگم

    feste oder viskose Masse aus natürlichen oder künstlichen chemischen Substanzen

  • دامارها

  • ترجمه های کمتر

    • راتینه
    • زفت
    • زیف
    • صمغ سندروس
    • مصطکی
    • کوپالها
    • کینوها
    • کینوهای صمغدار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Harz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

harz
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رزینها

  • صمغ

    Ich habe Harz darüber gegossen, eine Biene blieb stecken.

    آن را به صمغ آغشته کردم و یک زنبور در آن گیر افتاد.

تصاویر با "Harz"

عباراتی شبیه به "Harz" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Harz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه