ترجمه "Hintergrund" به فارسی
پس زمينه, تصویر زمینه, پس زمینه بهترین ترجمه های "Hintergrund" به فارسی هستند.
Hintergrund
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Hintergrund (fachsprachlich) [..]
-
پس زمينه
Ist sie nicht im Hintergrund bei der Preisverleihung?
وقتي داري اون جايزه رو ميگيري مگه تو پس زمينه نيست ؟
-
تصویر زمینه
-
پس زمینه
Ist mir unangenehm, hier im Hintergrund nur so rumzustehen.
که اینطوری توی پس زمینه وایستم و نگاه کنم
-
پشت
noundie Tomate und die Wand im Hintergrund überspülen.
گوجه فرنگی و دیوار پشت حرکت می کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hintergrund " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Hintergrund" با ترجمه به فارسی
-
زمينه
-
پس زمينه · پس زمینه
-
تصویر موزاییکی
-
خروج بصورت آرام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن