ترجمه "Histogramm" به فارسی

بافتنگار, هیستوگرام بهترین ترجمه های "Histogramm" به فارسی هستند.

Histogramm noun neuter
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بافتنگار

    grafische Darstellung der Häufigkeitsverteilung kardinal skalierter Merkmale

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Histogramm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

histogramm
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هیستوگرام

تصاویر با "Histogramm"

اضافه کردن

ترجمه های "Histogramm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه