ترجمه "Hof" به فارسی

حياط, حیاط, دادگاه بهترین ترجمه های "Hof" به فارسی هستند.

Hof noun proper masculine neuter دستور زبان

Patio (vornehmlich span.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حياط

    Aber was tust du, wenn dir jemand sagt, er habe das in seinem Hof gesehen?

    اگه کسي بياد بهت بگه اينو تو حياط خلوتش ديده چيکار ميکني ؟

  • حیاط

    noun

    Helen spielt im Hof.

    هلن در حیاط در حال بازی کردن است.

  • دادگاه

    noun

    Informiert Tywin Lennister, dass er am Hofe zu erscheinen hat, um sich für die Untaten seiner Gefolgsleute zu verantworten.

    به " تيوين لنيستر " اطلاع بدين توي دادگاه حاضر بشه که براي جرم هاي پرچمدارانش پاسخگو باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Hof " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Hof" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Hof" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه