ترجمه "Hormon" به فارسی
هورمون, هورمونها, هورمن بهترین ترجمه های "Hormon" به فارسی هستند.
Hormon
noun
neuter
دستور زبان
-
هورمون
nounEs könnte nur ein einfaches Hormon sein, welches das tun könnte.
شاید یک هورمون ساده یا چیزی شبیه آن بتواند انجامش دهد.
-
هورمونها
Das heisst, dass das Altern von Genen kontrolliert wird, und spezifisch von Hormonen.
گویای این که سالمندی از سوی ژنها و بخصوص هورمونها قابل کنترل است.
-
هورمن
noun -
ورمون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hormon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
hormon
-
هورمونها
Das heisst, dass das Altern von Genen kontrolliert wird, und spezifisch von Hormonen.
گویای این که سالمندی از سوی ژنها و بخصوص هورمونها قابل کنترل است.
عباراتی شبیه به "Hormon" با ترجمه به فارسی
-
هورمونهای معدی-رودهای
-
هورمون شيرزا
-
هورمونهای ساختگی · هورمونهای صناعی
-
هورمون لوتئوتروپيك
-
هورمونهای آدیپوکینتیک
-
هورمون محرك فوليكلي
-
هورمون آدرنوكورتيكوتروپيك
-
هورمونهای قشر فوقکلیوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن