ترجمه "Hot Dog" به فارسی
هات داگ, هاتداگ بهترین ترجمه های "Hot Dog" به فارسی هستند.
Hot Dog
noun
masculine
دستور زبان
heiße Wurst in einer Semmel
-
هات داگ
Jetzt hätte ich Lust auf einen schönen, koscheren Hot Dog und ein Bier.
راستش, الان یه هات داگ کوشر با یه آبجو چه حالی میده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hot Dog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
hot dog
-
هاتداگ
Eines Tages drohte ein Siebenjähriger, an einem Hot Dog zu ersticken.
يك روز، تماس تلفنى رو درباره يك بچه هفت ساله دريافت كرديم كه داشت بخاطر يك هاتداگ خفه مىشد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن