ترجمه "Hund" به فارسی

سگ, sag, سَگ بهترین ترجمه های "Hund" به فارسی هستند.

Hund noun masculine دستور زبان

bester Freund des Menschen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سگ

    noun

    Ein bekanntes vierbeiniges Tier, das von Menschen vor allem als Haustier gehalten oder zur Jagd und zum Bewachen von Dingen benutzt wird.

    Sie fing an, mit dem Hund zu sprechen.

    او شروع به صحبت کردن با سگ کرد.

  • sag

  • سَگ

    Er ist ein läufiger Hund.

    اون يه سَگ ـه.

  • ترجمه های کمتر

    • سگها
    • كانيس فاميلياريس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Hund " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

hund
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سگها

    noun

    Ich wusste nicht, dass Hunde gut schwimmen können.

    من نمیدانستم، که سگها قادرند خوب شنا کنند.

تصاویر با "Hund"

عباراتی شبیه به "Hund" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Hund" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه