ترجمه "Hungern" به فارسی

گرسنگی, فقدان غذا, محدوديت غذايي بهترین ترجمه های "Hungern" به فارسی هستند.

Hungern
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرسنگی

    noun

    Die, die in Afrika Hunger leiden, brauchen eine schnelle Hilfe.

    آنهائی که در آفریقا از گرسنگی رنج می برند به کمک فوری نیازمندند.

  • فقدان غذا

    Die Mistkäfer aßen den Kamelmist, die Fliegen starben an Hunger, und das Trachom wurde seltener.

    سرگین غلتانها سرگین شتر میخوردند، مگسها بخاطر فقدان غذا مردند، و تراخم کم شد.

  • محدوديت غذايي

  • ترجمه های کمتر

    • محروميت خوراكي
    • محروميت غذايي
    • گشنهمانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Hungern " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

hungern verb دستور زبان

Über längere Zeit an Hunger leiden, nicht genug zu Essen bekommen.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • از گرسنگی مردن

  • گرسنگی

    noun

    Im Neuen Jahr wirst du drei Tage satt, im Sommer aber wirst du drei Monate hungern.

    در سال نو، تو سه روز سیر میشوی، اما در تابستان تو سه ماه گرسنگی میکشی.

عباراتی شبیه به "Hungern" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Hungern" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه