ترجمه "Ich" به فارسی
خود, من, نفس بهترین ترجمه های "Ich" به فارسی هستند.
(das) Selbst [..]
-
خود
nounIch werde den Verdacht nicht los, dass er lügt.
ظن خود را مبنی بر دروغ گفتن او نمیتوانم نادیده بگیرم.
-
من
pronoun nounSie kocht Huhn so wie ich es gern habe.
او مرغ را آن طور که من دوستت دارم می پزد.
-
نفس
nounSie nahm einen tiefen Atemzug.
او نفس عمیقی کشید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ich " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wenn du mich fragst (Floskel) (umgangssprachlich) [..]
-
مَن
-
من
pronounSie kocht Huhn so wie ich es gern habe.
او مرغ را آن طور که من دوستت دارم می پزد.
-
مه
adjective noun proper pronounIch sagte dir nicht, was sie in diesem Brief geschrieben hatten.
به تو نگفتم انها چه چیزی در ان نا مه نوشتند.
-
مو
noun pronounSie haben jetzt eine andere Frisur, damit wir sie trennen können.
مدل مو هاشون رو متفاوت زديم تا تشخيصشون بديم.
عباراتی شبیه به "Ich" با ترجمه به فارسی
-
گی هستم
-
میرحسین موسوی
-
to · ترا · تو · تو را · شم ارا · شما · شما را
-
Dir