ترجمه "Imperator" به فارسی
امپراتور, امپراطور بهترین ترجمه های "Imperator" به فارسی هستند.
Imperator
noun
masculine
دستور زبان
-
امپراتور
nounDu bist sehr stark geworden, ganz wie der Imperator es vorausgesehen hat.
در حقيقت تو قدرتمند هستي همونطور که امپراتور پيش بيني کرده بود
-
امپراطور
nounSpielereien auf dem Land interessieren den Imperator nicht.
امپراطور به اين مکان ها در مناطق برون شهري علاقه ي خيلي کمي دارند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Imperator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن