ترجمه "Improvisation" به فارسی
بداهه, بدیههسازی, بدیههسازی بهترین ترجمه های "Improvisation" به فارسی هستند.
Improvisation
noun
feminine
دستور زبان
freie Momentgestaltung (gehoben) [..]
-
بداهه
Jedesmal, wenn ich straßenjongliere, mache ich das mittels Improvisation.
هر بار که تردستی می کنم، به صورت بداهه کار می کنم.
-
بدیههسازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Improvisation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
improvisation
-
بدیههسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن