ترجمه "Improvisation" به فارسی

بداهه, بدیههسازی, بدیههسازی بهترین ترجمه های "Improvisation" به فارسی هستند.

Improvisation noun feminine دستور زبان

freie Momentgestaltung (gehoben) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بداهه

    Jedesmal, wenn ich straßenjongliere, mache ich das mittels Improvisation.

    هر بار که تردستی می کنم، به صورت بداهه کار می کنم.

  • بدیههسازی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Improvisation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

improvisation
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدیههسازی

اضافه کردن

ترجمه های "Improvisation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه