ترجمه "Injektion" به فارسی

تزریق, استعمال آي.وي, استعمال داخل عضلانی بهترین ترجمه های "Injektion" به فارسی هستند.

Injektion noun Noun feminine دستور زبان

Spritze (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تزریق

    noun

    Verabreichung eines Arzneimittels durch eine Nadel

    Man gibt die Injektion und legt sie dann ab.

    تزریق را انجام می دهید و کنار می گذارید.

  • استعمال آي.وي

  • استعمال داخل عضلانی

  • ترجمه های کمتر

    • استعمال داخل وريدي
    • استعمال زيرجلدي
    • تزريق داخل عضلاني
    • تزريق داخل وريدي
    • تزريق زيرجلدي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Injektion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

injektion
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تزریق

    Man gibt die Injektion und legt sie dann ab.

    تزریق را انجام می دهید و کنار می گذارید.

عباراتی شبیه به "Injektion" با ترجمه به فارسی

  • تزریق کشنده
  • استعمال آي.وي · استعمال داخل عضلانی · استعمال داخل وريدي · استعمال زيرجلدي · تزريق داخل عضلاني · تزريق داخل وريدي · تزريق زيرجلدي · تزریق
  • استعمال آي.وي · استعمال داخل عضلانی · استعمال داخل وريدي · استعمال زيرجلدي · تزريق داخل عضلاني · تزريق داخل وريدي · تزريق زيرجلدي · تزریق
  • تزریق ماهیچهای
  • تزريق داخل وريدي
  • تزريق داخل عضلاني
اضافه کردن

ترجمه های "Injektion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه