ترجمه "Instrument" به فارسی
ابزار, اسباب, افزاره بهترین ترجمه های "Instrument" به فارسی هستند.
Instrument
noun
neuter
دستور زبان
Eine mechanische Vorrichtung, die dafür vorgesehen ist, eine Aufgabe durchzuführen. [..]
-
ابزار
nounIch möchte heute über vier dieser Instrumente sprechen.
امروز انتخاب کرده ام که چهار تا از این ابزار ها را با شما مطرح کنم.
-
اسباب
nounInstrumente, Modelle und Ideen zu suchen,
نمونه هایی برای اسباب و ابزارالات، مدلها وافکار و عقایدی می باشد،
-
افزاره
noun
-
ترجمه های کمتر
- ادوات كشاورزي
- تاسيسات
- تجهیزات
- ساز
- لوازم آشپزخانه
- ماشينآلات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Instrument " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
instrument
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"instrument" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای instrument در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Instrument"
عباراتی شبیه به "Instrument" با ترجمه به فارسی
-
رابط دیجیتالی سازهای موسیقی
-
ابزارهای جراحی
-
کابین خلبان شیشه ای
-
ابزارهای جراحی · تجهیزات جراحی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن