ترجمه "Iris" به فارسی
عنبیه, ایریس, جنس زنبق بهترین ترجمه های "Iris" به فارسی هستند.
Stern (Jägersprache) (fachsprachlich) [..]
-
عنبیه
nounRingförmige Membran mit Öffnung für die Pupille, welche den Lichteinfall in das Auge reguliert. [..]
Menschen haben das Augenweiß, eine farbige Iris und eine schwarze Pupille.
ما بعنوان انسان سفیدی چشم، عنبیه رنگی و مردمک سیاه را داریم.
-
ایریس
Iris (Mythologie)
das war für eine Pariser Modeschau mit Iris van Herpen —
این برای یک شو مد پاریس همراه ایریس فان هرپن بود—
-
جنس زنبق
-
زنبقها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Iris " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
ایریس
das war für eine Pariser Modeschau mit Iris van Herpen —
این برای یک شو مد پاریس همراه ایریس فان هرپن بود—
-
عنبیه
Menschen haben das Augenweiß, eine farbige Iris und eine schwarze Pupille.
ما بعنوان انسان سفیدی چشم، عنبیه رنگی و مردمک سیاه را داریم.
عباراتی شبیه به "Iris" با ترجمه به فارسی
-
ناهمرنگی عنبیه